حمله آمریکا و زخم کهنه خودروسازی ایران در ونزوئلا
حمله اخیر آمریکا به ونزوئلا و دستگیری نیکلاس مادورو، بار دیگر ریسک بالای حضور اقتصادی در بازارهای سیاسی را برجسته کرد؛ ریسکی که اینبار میتواند مستقیماً سرمایهگذاریهای ایرانخودرو و سایپا در صنعت خودروی ونزوئلا را با آیندهای نامعلوم مواجه سازد.

به گزارش خودران، حمله آمریکا به ونزوئلا، فارغ از ابعاد سیاسی و ژئوپلیتیکی آن، پیامدهای اقتصادی مشخصی نیز به همراه دارد که صنعت خودروسازی ایران یکی از ذینفعان بالقوه منفی این رخداد است. سرمایهگذاریهای ایرانخودرو و سایپا در ونزوئلا که از ابتدا بر بستر روابط سیاسی تعریف شده بودند، اکنون بیش از هر زمان دیگری در معرض تعلیق، زیان یا خروج ناگزیر قرار گرفتهاند.
این اتفاق، بار دیگر واقعیتی را پیشروی صنعت خودرو ایران قرار میدهد که سالها از مواجهه شفاف با آن پرهیز شده است: چرایی، ماهیت و منطق سرمایهگذاری خارجی خودروسازان در بازارهایی با ریسک بالای سیاسی.
حضور سیاسی خودروسازی ایران
تجربه حضور ایران در بازارهایی مانند ونزوئلا، سوریه و عراق نشان میدهد این پروژهها بیش از آنکه مبتنی بر تحلیل بازار، مزیت رقابتی یا سودآوری باشند، اهداف سیاسی و نمایشی داشتهاند. این سرمایهگذاریها نه توانستند به توسعه فناوری منجر شوند و نه سهم پایداری از صادرات یا ارزآوری برای صنعت خودرو ایجاد کنند؛ بلکه عملاً به نماد همکاری با دولتهای همسو تبدیل شدند.
فتح بازارهای جدید؛ روایت یا واقعیت
در سالهای گذشته، خودروسازان داخلی از حضور در کشورهایی نظیر سوریه، سنگال و ونزوئلا با عناوینی مانند «فتح بازارهای جدید» یا «دور زدن تحریمها» یاد کردند؛ اما خروجی این پروژهها محدود، ناپایدار و فاقد اثر اقتصادی ملموس بود. نه بازار مصرفی شکل گرفت، نه برند ایرانی تقویت شد و نه زنجیره تأمین صادراتمحور ایجاد گردید.
ونیراتو؛ پروژهای بدون توجیه اقتصادی
شرکت ونیراتو (Venirauto) بهعنوان جوینت ونچر ایرانخودرو، سایپا و دولت ونزوئلا در سال ۲۰۰۶ با هدف تولید سالانه بیش از ۲۵ هزار دستگاه خودرو تأسیس شد. با این حال، تولید این شرکت در سال ۲۰۱۴ به کمتر از ۲ هزار دستگاه سقوط کرد و در سال ۲۰۱۵ به دلیل زیانهای انباشته متوقف شد.
احیای نمادین این پروژه در سال ۲۰۲۳ و امضای قرارداد صادرات ۲۰۰ هزار خودرو در پنج سال، بیش از آنکه نشانه بازگشت پایداری تولید باشد، تداوم همان نگاه سیاسی به صنعت خودرو را تداعی کرد؛ نگاهی که اکنون با بحران سیاسی ونزوئلا عملاً بیپشتوانه شده است.
سوریه و سنگال؛ تکرار یک الگو
نمونههای سوریه و سنگال نیز اثبات میکنند که سرمایهگذاری در کشورهایی فاقد ثبات سیاسی، زیرساخت صنعتی و بازار مصرف پایدار، نتیجهای جز هدررفت منابع ندارد. در سوریه، جنگ و نبود زیرساخت هرگز اجازه بهرهبرداری اقتصادی واقعی نداد و در سنگال نیز تغییرات سیاسی، ضعف شبکه خدمات پس از فروش و فشار تحریمها، پروژه را به شکست کشاند؛ آن هم در شرایطی که خودروسازان داخلی با زیان انباشته سنگین در داخل مواجه بودند.
دیپلماسی نمایشی به جای استراتژی صنعتی
بسیاری از کارشناسان معتقدند این پروژهها از ابتدا با منطق «دیپلماسی صنعتی نمایشی» تعریف شدهاند؛ جایی که خودروسازی به ابزار سیاست خارجی بدل شده، بدون آنکه شاخصهای اقتصادی، ریسک سیاسی و بازگشت سرمایه بهدرستی سنجیده شوند. هزینه این رویکرد، نهتنها توقف پروژهها، بلکه قفل شدن سرمایههایی است که میتوانستند صرف نوسازی خطوط تولید و ارتقای کیفیت در داخل کشور شوند.
آینده سرخابیها در ونزوئلا
اکنون و پس از تحولات اخیر، با افزایش ریسک سیاسی و تشدید نااطمینانی در ونزوئلا، ادامه یا احیای واقعی این پروژهها بعید به نظر میرسد. تجربه سوریه و سنگال نشان میدهد سرمایهگذاری خارجی بدون ثبات سیاسی، شفافیت اقتصادی و استراتژی صنعتی روشن، نه ناجی صنعت خودرو است و نه راهی برای دور زدن تحریمها.
در شرایطی که تنشهای ایران و آمریکا ادامه دارد و صنعت خودرو ایران سابقه تحریم مستقیم را در کارنامه خود دارد، این تحولات بار دیگر بر یک گزاره کلیدی تأکید میکنند: تمرکز بر بازارهای پایدار، اقتصادی و رقابتی تنها مسیر قابل اتکا برای بقای صنعت خودرو ایران است.
منبع: اسب بخار