اخبار خودرو

انحصار در قطعه‌سازی خودرو؛ نقش کروز در زنجیره تأمین صنعت خودرو ایران

در بررسی نابسامانی‌های صنعت خودروی ایران، معمولاً تمرکز بر قیمت و کیفیت خودروهاست؛ اما در لایه‌ای عمیق‌تر، ساختار قدرت در زنجیره تأمین قطعات و نقش بازیگرانی مانند گروه قطعه‌سازی کروز به یکی از مهم‌ترین موضوعات در تحلیل آینده این صنعت تبدیل شده است.

به گزارش خودران، در بحث نابسامانی‌های صنعت خودروی ایران، اغلب نگاه‌ها به سمت خودروسازان، قیمت نهایی خودرو، کیفیت محصولات یا سیاست‌های فروش معطوف می‌شود. با این حال، در پس این مسائل آشکار، لایه‌ای عمیق‌تر و اثرگذارتر وجود دارد که کمتر به‌صورت دقیق مورد بررسی قرار می‌گیرد؛ ساختار قدرت در زنجیره تأمین قطعات خودرو.

در این میان، نام گروه قطعه‌سازی کروز بیش از سایر بازیگران به مسئله تمرکز، نفوذ و احتمال شکل‌گیری انحصار در صنعت قطعه‌سازی گره خورده است. دلیل طرح این موضوع صرفاً اندازه و گستردگی این مجموعه نیست، بلکه جایگاهی است که این شرکت طی سال‌های گذشته در شبکه تأمین صنعت خودرو ایران به دست آورده است؛ جایگاهی که در برخی تحلیل‌ها فراتر از یک تأمین‌کننده بزرگ ارزیابی شده و به عنوان بازیگری اثرگذار بر معادلات تولید، هزینه و حتی تصمیم‌گیری در صنعت خودرو مطرح می‌شود.

واقعیت آن است که طرح نام کروز در بحث انحصار، تنها به سهم بالای این شرکت در تولید برخی قطعات محدود نمی‌شود. مسئله اصلی، تمرکز تأمین قطعات در دست تعداد محدودی از بازیگران بزرگ است؛ وضعیتی که می‌تواند توازن قدرت میان خودروساز و قطعه‌ساز را بر هم بزند. در یک ساختار رقابتی، خودروساز باید بتواند از میان چندین تأمین‌کننده و بر اساس معیارهایی همچون کیفیت، قیمت، فناوری و توان تحویل، گزینه مناسب را انتخاب کند. اما زمانی که دامنه انتخاب برای قطعات کلیدی محدود شود و یک شرکت به تأمین‌کننده اصلی و تقریباً غیرقابل جایگزین تبدیل شود، موضوع از سطح موفقیت اقتصادی یک بنگاه فراتر رفته و به یک چالش ساختاری برای کل صنعت بدل می‌شود.

کروز چگونه به محور بحث انحصار تبدیل شد؟

گروه کروز در سال‌های گذشته با توسعه کمی و کیفی فعالیت‌های خود، سرمایه‌گذاری در حوزه‌های مختلف قطعه‌سازی و حضور در تولید قطعات حساس، به یکی از مهم‌ترین تأمین‌کنندگان صنعت خودرو ایران تبدیل شده است. در نگاه نخست، این جایگاه می‌تواند نشانه‌ای از توان تولیدی بالا و سازمان‌یافتگی صنعتی باشد. در بسیاری از اقتصادهای صنعتی نیز شرکت‌های بزرگ قطعه‌ساز حضور دارند و وجود چنین بنگاه‌هایی نه‌تنها منفی تلقی نمی‌شود، بلکه در مواردی برای افزایش مقیاس تولید، توسعه فناوری و کاهش هزینه‌ها ضروری است.

با این حال، آنچه کروز را در ایران به محور بحث تبدیل کرده، مرز باریک میان بزرگی اقتصادی و غلبه ساختاری بر بازار است. هرگاه یک بنگاه از سطح «تأمین‌کننده توانمند» عبور کرده و به نقطه‌ای برسد که اختلال در عملکرد آن بتواند بخش مهمی از تولید خودروساز را متوقف کند، عملاً به یک گره استراتژیک در صنعت تبدیل می‌شود. در چنین شرایطی، رابطه میان خودروساز و قطعه‌ساز از یک تعامل متعارف تجاری فراتر رفته و نوعی وابستگی شکل می‌گیرد که در آن قدرت چانه‌زنی طرفین متوازن نیست.

به بیان دیگر، مسئله اصلی درباره کروز این نیست که چرا به یک شرکت بزرگ تبدیل شده است؛ بلکه این پرسش مطرح می‌شود که آیا این رشد در محیطی رقابتی، شفاف و قابل نظارت شکل گرفته یا در فضایی که به‌تدریج امکان حضور مؤثر رقبا کاهش یافته و برخی بازیگران به جایگاهی رسیده‌اند که عملاً به ستون‌های اصلی و غیرقابل جایگزین زنجیره تأمین تبدیل شده‌اند.

انحصار در قطعه‌سازی از کجا به یک خطر تبدیل می‌شود؟

انحصار در صنعت قطعه‌سازی خودرو با بسیاری از بازارهای دیگر تفاوت دارد. در بازارهای مصرفی، انحصار معمولاً به افزایش قیمت یا کاهش کیفیت محصول منجر می‌شود. اما در صنعت خودرو، انحصار در سطح قطعه‌سازی آثار زنجیره‌ای و چندلایه ایجاد می‌کند.

نخست آنکه این وضعیت می‌تواند هزینه تولید خودرو را از مبدا افزایش دهد. اگر خودروساز در انتخاب تأمین‌کنندگان قطعه با محدودیت روبه‌رو باشد، توان مدیریت قیمت تمام‌شده کاهش پیدا می‌کند و این فشار در نهایت به شکل افزایش هزینه تولید، افت کیفیت یا زیان انباشته نمایان می‌شود.

دوم آنکه تمرکز در تأمین قطعات، انعطاف تولید را کاهش می‌دهد. هنگامی که بخش قابل توجهی از قطعات حساس یک خودرو توسط یک تأمین‌کننده تولید شود که جایگزین‌پذیری محدودی دارد، هرگونه اختلاف تجاری، مشکل تأمین یا اختلال عملیاتی می‌تواند به توقف خط تولید منجر شود. از همین رو، تمرکز در زنجیره تأمین می‌تواند به یک ریسک امنیت صنعتی تبدیل شود.

سوم آنکه انحصار ممکن است انگیزه نوآوری را تضعیف کند. رقابت سالم میان قطعه‌سازان باعث می‌شود شرکت‌ها برای کسب قراردادهای بیشتر در حوزه‌هایی مانند فناوری، کیفیت، کاهش ضایعات و بهینه‌سازی فرآیندها سرمایه‌گذاری کنند. اما زمانی که بخش بزرگی از بازار در اختیار مجموعه‌ای با موقعیت تثبیت‌شده قرار گیرد، انگیزه برای تحول فناورانه کاهش می‌یابد و صنعت خودرو در یک وضعیت ایستا باقی می‌ماند.

کروز؛ یک بازیگر بزرگ یا یک گلوگاه صنعتی؟

در حال حاضر کروز به یکی از مهم‌ترین بازیگران زنجیره تأمین صنعت خودرو تبدیل شده و در حوزه‌های متنوعی از قطعات فعالیت دارد. این گستردگی به آن معناست که نقش این مجموعه صرفاً محدود به تولید چند قطعه خاص نیست، بلکه در بخش‌های مختلف ساختار تأمین خودروسازان حضور دارد.

زمانی که یک بازیگر در چندین بخش از زنجیره تأمین فعال باشد، سطح نفوذ اقتصادی آن افزایش می‌یابد و توان اثرگذاری‌اش بر روند تولید، قراردادها و انتخاب‌های فنی خودروسازان بیشتر می‌شود. در چنین شرایطی، اگر نبود یک قطعه‌ساز بتواند روند تولید را مختل کند، آن مجموعه عملاً از جایگاه یک تأمین‌کننده به یک گلوگاه صنعتی تبدیل شده است؛ وضعیتی که قدرت اقتصادی آن را در «غیرقابل‌جایگزین بودن» تعریف می‌کند.

به همین دلیل، مسئله کروز باید در چارچوب گسترده‌تری بررسی شود. در اقتصادهای صنعتی، بنگاه‌های بزرگ حضور دارند اما فعالیت آن‌ها تحت انضباط بازار و رگولاتوری قرار دارد. امکان ورود رقبا، شفافیت در قراردادها و کنترل رفتارهای ضدرقابتی از جمله ابزارهایی است که مانع از شکل‌گیری تمرکز خطرناک می‌شود. در مقابل، در بازاری که ورود دشوار است و فرآیند انتخاب تأمین‌کنندگان شفافیت کافی ندارد، یک بازیگر بزرگ می‌تواند به‌تدریج به موقعیتی برسد که رقابت واقعی را محدود کند.

نقش وزارت صمت در تنظیم ساختار زنجیره تأمین

در چنین شرایطی، وزارت صنعت، معدن و تجارت نمی‌تواند تنها نظاره‌گر تحولات بازار باشد. وظیفه این وزارتخانه صرفاً افزایش تیراژ تولید خودرو یا مدیریت بحران‌های روزمره خودروسازان نیست؛ بلکه اصلاح ساختار زنجیره تأمین باید به عنوان یک اولویت راهبردی در دستور کار قرار گیرد.

مداخله در این حوزه به معنای حذف ناگهانی بازیگران بزرگ نیست، زیرا چنین اقدامی می‌تواند تولید را با شوک مواجه کند. آنچه اهمیت دارد، طراحی مسیر تدریجی کاهش وابستگی است. این مسیر می‌تواند شامل اقداماتی مانند تنوع‌بخشی به منابع تأمین، بازنگری در شیوه عقد قراردادها، تسهیل ورود قطعه‌سازان جدید، حمایت از شرکت‌های دانش‌بنیان در تولید قطعات حساس و افزایش شفافیت در سهم تأمین‌کنندگان اصلی باشد.

در عین حال، نظارت بر تأمین‌کنندگان قطعات خودرو نباید تنها به سهم بازار محدود شود. در برخی موارد ممکن است یک شرکت حتی بدون سهم عددی بسیار بالا، در تولید قطعاتی فعالیت داشته باشد که به دلیل حساسیت و نبود جایگزین، قدرتی فراتر از سهم رسمی بازار به آن بدهد. از این رو، تنظیم‌گری در این حوزه باید فنی، هوشمند و مبتنی بر شناخت دقیق زنجیره ارزش باشد.

در صورت نبود چنین نظارتی، بازاری شکل می‌گیرد که در ظاهر چند بازیگر دارد، اما در عمل از رقابت واقعی فاصله گرفته و به ساختاری تبدیل می‌شود که محور آن چند تأمین‌کننده اصلی هستند؛ وضعیتی که می‌تواند آینده صنعت خودرو را با چالش‌های جدی مواجه کند.

منبع: تسنیم

نمایش بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا